♡♡♡10ماهگی پرنیا کوچولو♡♡♡
سلاااام دوستان خبببب پرنیا کوچولوی ما هم داره کم کم بزرگ می شه و دو ماه دیگه تولدشه مامانی داره تلاش می کنه براش یه تولد خشمل بگیره آخه سال اولشه ... حالا هم باهم عکسای ده ماهگی رو ببینیم تا براتون از شیطو نی های فندوق مامان بگم... وااای عزیزم اینجا که خوابه فکر کنم اسم شیطونیاش که اومد گفت بذار اولین عکسم خواب هام باشه که طبق معمول مامان رو ضایع کرده باشم آخه این پرنیا ی وروجک خیلی منو ضایع می کنه مثلا وقتی یه کار جدید انجام می ده من فورا می رم دوربین رو برمی دارم تا ازش فیلم بگیرم اوم میخ کوب می شه و دیگه حرکت نمی کنه وآآآآآآآآآآی من حرص می خورم و بابایی ذوق می کنه خلاصه حالا هم منو ضایع کرد دوبا...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
13:16
♡♡♡نامه ی نی نی♡♡♡
آقای پدر:در کمال احترام خواهشمندم اینقدر لب و لوچه ی پیاز خورده ی غیر پاستوریزه، و سار وسیبیل سیخ سیخی آهار نشده ات را به سر و صورت حساس من نمالید . خانوم مادر:جیغ زدن شما هنگام شناسایی اجسام داخل خانه توسط حس چشایی من،نه تنها کمکی به رشد فکری من نمی کنه،بلکه برای شیر شما هم مضر است!!!! آقای پدر:هنگام دستچین کردن میوه،از دادن من به بغل اصغر آقای سبزی فروش خودداری نمایید،چشمهای تلسکوپی،گوشهای ماهواره ای و سیبیلهای دم الاغی اش مرا به یاد قرضهای شما می اندازد! خانوم مادر:شصت پا وسیله ای است شخصی،که اختیارش رو دارم!لطفا هر گاه سعی در خوردن شصت پای شما نمودم،گیر بدهید!! آقای پدر :هنگام دعوا با خانم مادر،به جای پرت ک...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
13:15
♡♡♡happy halloween♡♡♡
♡♡♡پرنیا و سبد♡♡♡
♡♡♡این چند ماه♡♡♡
این لباس رو مامان جون فاطمه برات از مشهد آورد سال90 مامان جون از جبهه اینم مادر جون مامانی برات از مکه آورد فکر کنم سال90بود اینم عمو مرتضیاز مشهد سال89 این 30 تا هم عمو مرتضی بازم از مشهد سال 90تو هنوز به دنیا نیومده بودی اینم خاله ناهید از مشهد 1391 اینم خاله اقدس از مشهد 1391 اینم عمو مرتضی از مشهد1391 اینم مامان جون فاطمه از مشهد1391 اینم عمو مجید از مکه1391 ا اینم هستی از مشهد1390 چند تاش رو هم هنوز عکس نگرفتم وقتی گرفتم می ذارم ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
13:11
♡♡♡پرنیا به روایت تصویر♡♡♡
پرنیا کوچولوی من هوس کریل کرده ای جااااان چه زود بزرگ شدی وووووای پرنیا دلم برا نوزادیت تنگ شده عروسکم ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
13:10
♡♡♡شیطونک مامان♡♡♡
ای شیطون بلا . . . کجا . . . بیا ادامه ی مطلب تا ببینی کجا؟ دخترم..............پرنیااااااااااااااااااااا............ واستا . . . داری کجا می ری قل قل خوردن بس نبود که حالا توی روروک هم همش باید مراقب باشم اون از قل قل خوردن که همش زیر مبل ها و میزبودی اینم از روروککه دیگه راحت تر می تونی هر جا که دلت خواست باهاش سرییییییییییع بری عزیزکم یکم بیشتر مراقب خودت باش ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
13:09
♡♡♡جوجوی مامان سرما خورده♡♡♡
سلام نفس مامان الهی مامان فدات بشه دو ،سه روزه حسابی سرما خوردی و اینقدر مظلوم شدی که نگوالهی بمیرم برا صبوریت وخوش اخلاقیت.تو این مدت این اولین باری بود که سرما خوردی گلم آخه منو بابایی خیلی مراقبت بودیم که مریض نشی ولی... عروسکم سرفه و آب ریزش و تب و همه باهم دست تو دست همدیگه دادند و عزیز منو حساببب بیحال کردن ، الهی دورت بگردم جیگر من دیگه برا مامانی و بابایی بلبل زبو نی نمی کنی و همینطور ناله می کنی دیگه تند تند چهار پا نمی آی دنبالمون ...دیگه وقتی بابایی از سر کار میاد تند تند نمی ری سراغش یا کوچولو می ری و خسته می شی و می خوابی رو زمین وووووای خیلی ناراحتم دیشب همینطور از خواب بیدار می شدی و گریه می کردی و من تا صبح همینطور ...
نویسنده :
✽مامان پرنسس پرنیا(✿◠‿◠) ✽
13:08







